رضا قليخان هدايت

1359

مجمع الفصحاء ( فارسي )

همىبترسم كز شاعرى ملال آرم * ملال مدح تو كفر است و جاودانه ضلال بىاى ملك كه ملوك از گزافه گرد كنند * بهر زمين و نترسد كس از حرام و حلال همه يكايك دينار و بدرهء تو و گنج * اسير روز مصافست و صيد روز قتال خراج قيصر روم است و سرگزيت جلم * بهاى بندگى دلهرا ابا چيپال زهى ملك كه حلال اين‌چنين بود دينار * به تيغ پالده در خون خصم داده صقال هزار بتكده آواره كرده هريك ازو * هزار شير دمنده بقهر كرده شكال بلاى برهمنانست و قهر قرمطيان * هلاك اهرمنانست و آفت دجّال ز بهر جود تو آورده از عدم بوجود * نكوكنندهء احوال و راحت از اهوال ملوك را همه بگسستى از مديح طمع * ايا مظفر فيروزبخت خوب‌خصال بدين بها كه تو يك بيت من خريدستى * سرير ملك نخرّند و تاج و جاه و جمال ايا ملك تو ازين آفتاب راد ترى * زبان هركه نيارد دليل بادا لال نه آفتاب به چندين هزار سال كند * هميشه زر كه تو از بهر من دهى همه‌سال